۱۳۸۹ آبان ۱, شنبه

کابوس شبانه

نمی دانم به کسانی که همه چیز را برای خود و بقیه پیچیده و سخت می کنند چه جور بیماری می گویند، اما مرضی که دارند لاعلاج است که هر دم زندگی را برای خود و بقیه سخت تر می کند.
دیشب خواب سختی دیدم. آلبوم "The Wall"  پینک فلوید بود! شاگردان به صف شده، معلم های سنتی و پایبند به اصول اخلاقی قرون گذشته، جیغ های بنفش و سبز، شورش و شکستن نیمکت ها و تخریب دیوارها و آتش زدن. همه و همه اتفاق افتادند. آن معلمی که شعرهای پسرک را به سخره می گرفت من بودم. آن که برای انتقام از گذشته ی سخت خود به شاگردان سخت می گرفت من بودم.آن که "Dark Sarcasm In The Classroom" داشت من بودم. آن که  با انگشت نشانش می دادند و بر سرش دیوانه وار فریاد میزدند که "We Don't Need No Thought Control" من بودم و در این میان صدای "We Don't Need No Education" حتی یک لحظه هم قطع نمی شد.
صبح، به یاد دوران راهنمایی خودم و خاطرات اولین برخوردم با این آلبوم افتاده بودم. وقتی که در راهروی مدرسه نور پشت سر معلم زبان بلند بلند می خواندم"We Don't Need No Education" یا وقتی که در دفتر خاطرات همه ی بچه ها متن این آهنگ را مینوشتم و درباره ی اینکه چرا معلم های ما تا این حد خشک اند و اصلا چرا باید درس هایی مثل عربی و دینی بخوانیم جر و بحث می کردم و آنارشیست بازی هایی که مامان هر هفته با حضورش در جبران و توجیه آن ها برای خانم مدیر نهایت تلاشش را می کرد.
طولانی شد و قرار بر نوشتن خاطرات نبود اما ترس و باز هم ترس تنها عامل بود.
شاید دیدن دوباره ی این فیلم تجدید کننده ی خاطراتی باشد که هیچ گاه فراموش نمی شوند. این کلیپ کوتاه از "The Wall" را از اینجا می توان دید:

۲ نظر:

Unknown گفت...

حقته مادر تا تو باشی تو دوران راهنمایی از این کارا نکنی ببین من چه ریلکسم تنها چیزی که ندارم کابوسه شبانه بچه هاست. البته خوب همه جور کابوسه دیگه دارما :))

Unknown گفت...

حالم خرابه رمضون، خراب