نظرسنجی در مورد عملکرد استادها از دانشجویان و اون به هم به زور و برای باز شدن صفحه ی بعدی که لابد کارت جلسه ی امتحانه یا صفحه ی انتخاب واحد هیچ وقت مورد قبول من دست کم نبوده
چرا که خودم بارها در زمان دانشجویی عصبانی بودم از استادی و به هر دلیلی، توی اون صفحه جای خالی کردن عفده هام بود یا وقت هایی که کاملا بی حوصله بودم همه رو متوسط میزم تا زودتر به صفحه ی بعد برم
.
نظر سنجی استاد از بچه ها و توی جلسه ی آخر هم، گرچه وقتی استاد شدم به نظرم ایده ی بدی نمی اومد، اما چون در زمان دانشجویی خوب میدونستم چه طور پاچه خوارانه جواب این سوال رو بدم و باز هم خودم یکی از کسانی بودند که نتیجه ی واقعی رو مختل میکرد، بهش اصلا اهمیت نمیدادم و اون رو یه جور عقده ی استاد برای مورد تایید قرارگرفتن از طرف بچه ها میدونستم
.
حالا فهمیدم که توی نظرسنجی دانشگاه، یکی از درس ها رو تقریبا یک نمره بالای میانگین دانشکده ام و اون یکی رو تقریبا یک نمره پایین تر. برای همین در کل در محدوده ی رو به بالای میانگبن دانشکده قرار گرفتم
اینکه این نظرسنجی چه تاثیری بر درس هایی که به من خواهند داد یا نحوه ی قرارداد و استخدامم یا خیلی چیزهای دیگه داره رو نمیدونم
تنها چیزی که میخوام بدونم اینه که چرا به اندازه ی کافی توی درس طرح خوب نبودم که انقدر پایین اومده نمره ام. برنامه ریزی نادرست و بی تجربگی رو خوب قبول دارم اما بقیه اش چی؟
احساس شکست میکنم. مثل سربازهایی که تازه میفهمند مسیری که رفتن به سمت دشمن نبوده و بیخودی مهمات هدر دادن

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر