بالاخره ژوژمان طرح ۴ برگزار شد
از بدشانسی من وقتی که استادهای دیگه اومدن برای دیدن کارها، اون کارهایی که خوب بود و من ازشون راضی بودم، هنوز تو پلاتی مشغول بودند و کارهای سطح پایینتر که توی عکس هم مشخصه! روی دیوار
اینکه من بخوام خودم رو با یکی از استادهای دکترا گرفته از کانادا که ۴سالی توی کالج های اونجا هم تدریس کردند و زمانی که من دانشجوی ترم ۳ بودم ایشون توی دانشگاه ما هیئت علمی شدند، مقایسه کنم، منطقا درست نیست، اما بخش کمالگرای وجودیم میگه
اگه فلان کارو کرده بودی، اگه به جای اینکه رو فلان چیز زمان بیشتری بذاری، روی این یکی موضوع تمرکز میکردی و اگر و اگر و اگر، محصول نهایی خیلی بهتر از این در می اومد
و این جریان اصلا با این موضوع که من کوچکترین استاد طرح اونجا هستم و تازه کار ترین اونها، اصلا قابل توجیه نیست
پ.ن به مدیر گروه گفتم اگر انقدری که من برای درس این ها استرس دارم و دلشوره، خودشون دلشوره میگرفتن، اوضاع خیلی بهتر از این بود. بهم خندید و گفت سخت نگیرین، این ها نیومدن برای یاد گرفتن. اومدن برای یه مدرک قلابی!

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر