۱۳۹۲ شهریور ۲۳, شنبه

این ترم هم مثل اولین ترم تدریسم با ترم اولی ها سروکار دارم و دقیقا همون درس رو باید بگم
بعد از این همه سروکله زدن با سال آخری های چقر شده در محیط دانشگاه، خیلی هیجان انگیزه برام دوباره با روح سفید و تازه و نگاه های کنجکاو سرو کله زدن
به شرطی که بچه ها یک هفته مونده به مهر فقط ۲ نفر ثبت نام نکرده باشن!
مثل اینکه از امسال اول جواب های سراسری رو اعلام میکنن و بعد از تموم شدن ثبت نام اون ها تازه نتایج آزاد اعلام میشه
برای همین تا این بچه ها بخوان بیان دانشگاه و رسما کلاسی تشکیل بشه، اواخر مهر میشه
فکر کنم با این وضعیت امسال همه برن دانشگاه!

همه ی اینا به کنار
علافیه این چند جلسه بدون بچه ها و حرف های خاله زنکی اتاق اساتید و صد البته این همه راه رفت و آمد رو بگو!
پناه میبرم به کریستوفر الکساندر از شر خوردن گوشت برادر مرده!


هیچ نظری موجود نیست: