یک هفته سفر با دوستان و هم رشته ای ها و از همه مهمتر استادها
آن هم در مملکتی دیگر و به قصد دانستن بیشتر و دیدن و دیدن و ودیدن و کنجکاوی
جذاب ترین بخش از کلیه مراحل تحصیلیم شد
.
جدای از شب نشینی های پر از مباحث معماری و شهرسازی و تاریخ و ادبیات و فرهنگ و هنر
جدای از تقسیم وظایف و همکاری ها و مسئولیت پذیری ها
جدای از تناقضاتی که بسان معجزه به تفاهم بدل می شدند
جالب ترین بخش این اتفاق
همزیستی نزدیک تر با بزرگانی بود که تا آن روز تنها به واسطه ی دانش و دانشگاه در ارتباط بودیم
که نه تنها احترام من را به ایشان تا نهایتی که برایش متصور نیستم بالا برد
که الگوی زندگی اجتماعی و کاری جدیدی برایم تصویر کرد
.
هرچند که تصورات من از آن شهرها و بناها شاید به زودی کمرنگ شود و تنها به واسطه ی عکس ها به یاد بماند
اما تصویر من از معماری و دانش تا عشق و زندگی به کندی پررنگ خواهد شد تا مسیر جدیدی را پیش پایم بگذارد
ممنونم از خدا و این عزیزان و خوشحالم بسیار و فراوان
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر