ترم پیش با من درس داشت
جلسه ی پنجم اومد که من شاگردتونم و نتونستم تاحالا بیام
باید مغازه ی پدرم رو بگردونم و نمی تونم بیام
گفتم باشه بپرس از بچه ها جریان رو و بیا امتحان بده
برگه رو اندازه ی 2 نمره هم ننوشته بود
زنگ زد که مادرم بیمارستان بود و نتونستم و نشد که بخونم، پاسم کن
گفتم اگه گواهی بیمارستان آوردی که اون شب مادرت بستری بوده، باشه
گواهی یه پزشک معمولی رو داده بود دوستش برام آورد
به دوستش گفتم این برام نه تنها حجت نیست، بلکه معنی دروغه
میندازمش، نه به خاطر نیومدن و ننوشتن، به خاطر دروغی که بهم گفت
.
با من یه درس دیگه برداشته
امروز اومد و شروع کرد به حرف زدن
مثل همیشه مودب و موقر
سرشو انداخته بود پایین و گاهی میاورد بالا تا منو ببینه
از دروغ گفت و دل شکستگی
از مرام گفت و مردونگی
از مادر و استاد که عزیزند هر دو
احساس می کردم دارم در مقابلش کم میارم
انگار داشتم توی یه حمله ی ناگهانی ضربه می شدم
پاشدم وایستادم تا تمام قد در مقابلش، راسخ حرفمو بزنم
جلسه ی پنجم اومد که من شاگردتونم و نتونستم تاحالا بیام
باید مغازه ی پدرم رو بگردونم و نمی تونم بیام
گفتم باشه بپرس از بچه ها جریان رو و بیا امتحان بده
برگه رو اندازه ی 2 نمره هم ننوشته بود
زنگ زد که مادرم بیمارستان بود و نتونستم و نشد که بخونم، پاسم کن
گفتم اگه گواهی بیمارستان آوردی که اون شب مادرت بستری بوده، باشه
گواهی یه پزشک معمولی رو داده بود دوستش برام آورد
به دوستش گفتم این برام نه تنها حجت نیست، بلکه معنی دروغه
میندازمش، نه به خاطر نیومدن و ننوشتن، به خاطر دروغی که بهم گفت
.
با من یه درس دیگه برداشته
امروز اومد و شروع کرد به حرف زدن
مثل همیشه مودب و موقر
سرشو انداخته بود پایین و گاهی میاورد بالا تا منو ببینه
از دروغ گفت و دل شکستگی
از مرام گفت و مردونگی
از مادر و استاد که عزیزند هر دو
احساس می کردم دارم در مقابلش کم میارم
انگار داشتم توی یه حمله ی ناگهانی ضربه می شدم
پاشدم وایستادم تا تمام قد در مقابلش، راسخ حرفمو بزنم
اما هیبت مردونه اش در مقابلم داشت منو به زانو در میاورد
گفتم از من ناراحت نباش "د" و مثل همیشه به اسم کوچیک صداش کردم
گفتم از من ناراحت نباش "د" و مثل همیشه به اسم کوچیک صداش کردم
خیالم، دورش می چرخید و از افق من تا چشم های اون بالا می رفت و حسرت بار بر می گشت و آهی می کشید
دستم تا میانه ی راه گونه اش رفت
اما تو هوا و به شونه اش نرسیده
گره شد دور ماژیک و توی جیبم رفت
بهش گفتم
برو "د" برو بشین درسو شروع کنم
برو "د" برو اما از من راضی باش
برو "د" برو اما از من بگذر
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر