۱۳۸۹ آبان ۹, یکشنبه

روز پنجم اما بی تدریس

امروز بین حضور در سر کلاس و حضور در جلسه اساتید معماری و عمران و شهرسازی، دومی را انتخاب کردم و در انتها از این انتخاب احساس خوش رضایت به ما دست داد.
چون هدف شرح تدریس است نه شکافتن اصول اجرایی و روال جاری دانشگاه، از ذکر احوالات جلسه و گفتمان ها معذورم اما جالب ترین نکته این جلسه کسب اجازه نمره مردودی برای دانشجویان بی سوادی بود که در ترم 3 کاردانی هنوز قادر به کشیدن پرسپکتیو یک نقطه ای یا حتی آگزونومتریک نیستند. از اینکه در جلسه مطرح کردم که به جای تاکید بر هماهنگی بین اساتید برای سرفصل دروس، در مورد نحوه ی قضاوت و نمره دهی هم باید توافقاتی ضمنی صورت بگیرد(وقتی به دانشجوی بی سوادی گفتم پس در این درس چه به شما یاد داده اند و او گفت 18 شده! عدم تناسب بین علم و نمره به چشمم فرو رفت!)، خوشحالم چون قرار بر ژوژمانی شد که از اساتید روز دعوت شده باشد.

و اما نکات تدریسی که در جلسه گوشزد شد:
  • توجه ما به خصوص برای ورودی های جدید، ضمن تعلیم و تربیتی که در پست های قبلی من از آن هراسیده بودم، باید متوجه مساله ی اعتیاد هم باشد که چه بسا در بین شاگردان خرید و فروش شده یا مصرف آن به چشم می خورد (هرچند که من تا این زمان چیزی ندیدم و راستش اگر ببینیم هم نمی فهمم!)
  • انجام تکالیف دانشجویان توسط والدینشان گویا در این دانشگاه امری طبیعی بود که به ما تذکر داده شد که با این پدیده برخورد کنیم!
  • مساله رقابت در سطح وسیع تر، هم رقابت بین دانشجویان یک کلاس را در پی خواهد داشت و هم در ارتقاء دید سایر رشته ها نسبت به معماری موثر است (قرار شد در آذرماه نمایشگاهی از کارهای دانشجویان داشته باشیم). این موضوع رقابت البته به اساتید هم سرایت خواهد کرد چون من به نوبه ی خود تصمیم ندارم بگذارم تنها شاگردان یک استاد خاص در این نمایشگاه حضور پیدا کنند!
نکاتی که من امروز از درس ندادنم گرفتم:
  • اعتماد کردن به دانشجویان کار درستی است مگر خلافش ثابت شود، غلط است. امروز 4 نفر از دانشجویان به من دروغ گفتند. راستش نمی دانم مجازات دروغ در کار من چیست و چند نمره کم می کند. اما از این موضوع خیلی ناراحت ام.
  • مسئولیت سپردن به آدم های مسئولیت ناپذیر، برای آن ها احساس مسئولیت نمی آورد.
  • به دانشجویی که بعد از 3 جلسه غیبت از کلاس تازه آمده باید گفت تو حذفی.
  • داشتن یک برنامه ی مشخص تدریس، ضمن اینکه نمره دادن به دانشجو را راحت تر می کند، تکلیف استاد و دانشجو را هم یکسره می کند تا طلبکاری و بده کاری برای نمره ی پایانی نباشد.
  • همراه شدن با دانشجویان برای دادن حق انتخاب به آن ها، تنها در موارد استثنا مجاز است (دقیقا برعکس کاری که من تا به حال انجام داده ام).
اما سوالات من:
  • اگر دانشجویی کاری را در ترم قبل برای استاد دیگری انجام داده و نمره ی اضافه بر میزان اش را هم از آن استاد گرفته، من این ترم هم باید بابت تمامی آن کارها از غیبت ها و پروژه ی آماده ای که ارائه می کند چشم پوشی کنم؟
  • اگر دانشجویی پروژه ی کاری خود را بتواند با کار من جلو ببرد و این بر خلاف برنامه ی درسی من باشد، اما به نفع او، باید با او همراهی کنم یا نه؟
یا به خاطر فکر به مقاله ای که در دست نوشتن دارم، مغزم جایی گیر کرده یا به خاطر دلگیر بودن دستم به دلم نمی رود. حوصله ی روده درازی بیشتر از این ندارم.
میروم چند شعری از ولادیمیر مایاکوفسکی بخوانم (نیلبک مهره های پشتم را همیشه دوست دارم) تا مرا از قید ژان شاردن و اوژن فلاندن و پاسکال کست (هر سه جهانگردان و تصویرگرانی بودند که از ایران در گذشته دیدن کرده اند) آزاد کند.

۳ نظر:

mehdi گفت...

سلام
در مورد همراهیتون با دانشجوها در کاراشون میشه گفت میتونه خیلی مفید تر از برنامه درسی صرف باشه چون اگه قرار بود همه با برنامه درسیشون جلو برن ما الان هیچ چیز متفاوتی رو نداشتیمو همه مثل هم بودن.در نتیجه به قول شاعر :
همراه شو عزیز کاین درد مشترک هرگز جداجدادرمان نمیشود.

Unknown گفت...

نمیدونم منظورتو درست متوجه شدم یا نه اما اگه منظورت اینه که در عین گذروندن واحد درسیش کارای دیگه ای هم انجام میده که مجبوره وقته کمتری واسه درس تو بذاره با او همراهی کن به این فکر کن که شاید یکی از این بچه ها فقط یکیشون بتونه مثله خودت انقدر با استعداد و با هوش باشه که دو تا فوق لیسانس رو با هم بگیره

Unknown گفت...

اگه یه جای دیگه درس می خوند که هرفی توش نبود! کار می کنه. حالا چی می گی؟