۱۳۹۱ آبان ۱, دوشنبه

امروز تو کلاس بعد از ظهرم
طبق معمول یه کم همهمه بود تا پاورپوینت بالا بیاد و اسلاید ها رو نشون بدم
توی این فاصله یکی از پسرهای ترم قبل ام که با یکی از دخترهای ترم قبل ام عقد کرده 
شروع کرد به حرف زدن با یه دختره
یه دختره دیگه که پشتش نشسته بود برگشت گفت استاد چرا هیچی به این نمیگین انقدر حرف میزنه؟
داد زدم که م.ی حرف نزن می خوام درس بدم
اسلاید اول رو که رد کردم، موبایل دختر پشتی زنگ خورد و تو تاریکی درو باز کرد و رفت

یک ساعت و نیم درس دادم و حاضر غایب کردم و همه رفتن
دیدم پسره اومده میگه استاد بیاید حراست منو گرفته، بیاید باهاشون حرف بزنید
هم م.ی پسر مودب و خیلی مسئول و البته درس خونیه و هم خانومش
گفتم چی شده جریان چیه؟ 
گفت اون دختر پشتیه رفته پیش حراست گفته من تهدیدش کردم که اگه خارج دانشگاه ببینمت میکشمت!
باورم نشد! فکر کردم شوخی های این پسر جوون هاست! با خنده ی نسبتا بلندی گفتم
این دختره چشمش تورو گرفته، فکر نمی کرده واقعا زن داشته باشی، اومده نخ بده، شهرستانی بازی در آورده
زنش شاکی شد که یعنی چی همه می دونن ما عقد کردیم و زن و شوهریم و این حرفا

پیگیر که شدم فهمیدم دختره مستقیم رفته پیش رئیس دانشکده، شکایت رو اونجا کرده
رئیس هم پاشده شخصا اومده توی دفتر اساتید دنبال من که گفتن من هنوز کلاسم تموم نشده
مسئول دفتر رو با دختره و نامه ی شکایت فرستاده پیش حراست
اونم اومده کشیک وایستاده که مبادا پسره در بره

هرچی گشتیم از دختره اثری نبود
چون دفعه ی اولی بود که سر کلاس من می اومد و برای حضوروغیاب هم برنگشته بود توی کلاس، اسمش رو نمی دونستم
بقیه ی بچه های کلاس هم فقط می گفتن کلاساش با ماهاست اما اسمش رو نمی دونیم

چون شاکی اولیه رو در حین خارج شدن از دانشگاه دیده بودند و کسی توی کلاس نشنیده بود که م.ی همچین حرفی زده باشه 
قضیه مختومه اعلام شد، اما گفتن که اون میتونه برای اعاده ی حیثیت نامه بده
م.ی هم برای اینکه جلوی تازه عروسش قهرمان بازی دربیاره، اصرار داشت که دختره رو پیدا کنن تا تو جمع ازش معذرت بخواد
من هم برگشتم دفتر که تعجب خودم رو اعلام کنم
اما دیدم اونجا هم انگشت اتهامی به سمت من هست که چرا همچین اتفاقی توی کلاس من افتاده و من هیچ کاری نکردم!
هنوزم گیج و کنک ام که چه اتفاقی افتاده و الآن من متهم ام یا نه 
شاید هفته ی دیگه معلوم شد

هیچ نظری موجود نیست: