دیروز بار دوم ام بود که به محل جدید دانشگاه میرفتم
بر عکس بار اول که تمام حواسم به مسیر بود تا گم نشم
این بار حواسم به محیط اطراف بود
از اینکه از روی ترس
دیوار بلند سیم خار دار و برج مراقبتش رو
دیوار یه زندون تصور کرده بودم
در صورتی که محدوده ی خط راه آهن بود!!!
کلی به خودم خندیدم
این بار از اون همه پسرهای لباس نظامی پوش خبری نبود و در عوض
جاده پر بود از داشنجویانی که بالاخره قصد کرده بودند بیان دانشگاه
جاده آشنا شده بود و دیگه ترسی نداشت
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر